ابو القاسم راز شيرازى
278
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
داخل در حقيقت صلاة و عبادت كه حضور و عروج « 30 » و مناجات است نتواند شد كه : لا صلاة الّا بحضور القلب ، و : الصّلاة معراج المؤمن ، و : المصلّى يناجي ربّه . پس چنانكه تطهير ظاهر بدن و لباس از اخباث و احداث به جهت دخول در صلاة واجب است ، تطهير قلب از اخباث و احداث قلبيّه به طريق اولى لازم است بلكه اوجب است ؛ زيرا كه بدن و لباس ، جلد و پوست انسان است و نظرگاه حقّ تعالى نيست و قلب ، مغز و حقيقت انسان است و محلّ نظر پروردگار است : « ناظر قلبيم اگر خاشع بود » « 31 » . پس : لا صلاة الّا بالطّهور بر اطلاق و عموم طهارت ظاهرى و باطنى وارد است . و از جمله مطهّرات بدنيّه ، آب است كه مظهر رحمت رحمانيّهء الهيّه است كه شامل ظواهر اهل اسلام و كفر و ساير موجودات كونيّه است كه : وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ و : الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى ، و باعث طهارت ظاهرى است در عالم ملك ، و طاهر بالذّات است و مطهّر اخباث و انجاس و احداث بدن و لباس است كه : وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً طَهُوراً . و از جمله مطهّرات قلبيّه ، رحمت رحيميّهء الهيّه است كه شامل احوال اهل اسلام و ايمان است كه : وَ كانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيماً « 32 » ، و كفّار و ساير موجودات از اين رحمت بىبهره و محروماند كه :
--> ( 30 ) - بالا رفتن ( 31 ) - : ناظر قلبيم اگر خاشع بود * گرچه گفت لفظ ناخاضع بود زانكه دل جوهر بود گفتن عَرَض * پس طفيل آمد عَرَض ، جوهر غرض چند ازين الفاظ و اضمار و مَجاز * سوز خواهم سوز با آن سوز ، ساز « مثنوى مولوى » ( 32 ) - . . و خداوند به اهل ايمان مهربانست ( كه بوسيلهء همين رحمت خاصّ ايشان را از تاريكيهاى كفر و معصيت بنور ايمان و عصمت هدايت مىفرمايد ) : سورهء 37 قسمتى از آيهء 43